|
جوان و دوستي افراطي
« فضيلت اخلاقي ، عبارت است از اينكه ، در هر امر حد وسط ميان دو طرف يا به عبارت ديگر ، اعتدال بين افراط و تفريط مراعات شود چه افراط و تفريط در امورخلاف عقل است .»
ارسطو
ارزش
دوستي را زماني بهتر مي توان فهميد كه رنج تنهايي را تصوركنيم و از لذت مصاحبت محروم شويم .
تنهايي از سختترين مصائب انسان است ، حتي درجايي كه تنها هستيم با ياد بزرگ و معروف ، مفيد نيست ، بلكه دوستي اشخاص معمولي هم ميتواند مفيد باشد .
جوانان نيز از اين قاعده مستثني نيستند . بلكه بايد گفت بيش از ديگران به دوستيها ، پاي بندند. ولي بعضاً در اين مورد به افراط كشيده ميشوند . بايد توجه داشت كه اين نوع گرايشهاي افراطي توأم با احساسات، در دختران جوان بيش از پسران ، مشاهده ميشود ، به لحاظ تأثيرات فرهنگي و اخلاقي اين نوع دوستيها ، ضروري است كه ابتدا عوامل مؤثر ايجاد چنين پديدهاي را شناخت و پس از آن درصدد يافتن راه حل مناسب بر آمد .
« علل دوستيهاي افراطي »
مهمترين علل بروز اين علائق عبارتند از :
1- تجرد فرد كامل(بزرگتر)- فردي كه هدف افراطي اينگونه جوانان قرار ميگيرد ، در غالب موارد مجرد است و به هر دليل هنوز تشكيل خانواده نداده است و از لحاظ پاسخ به نيازهاي غريزي و رواني در محدوديت خاصي قرار دارد و اين امر به صورت ويژگيهاي رفتاري و زمينههاي مساعد ، بروز نموده و آنها را براي جذب جوانان ،… مستعد ميكند .
2-
طبيعت دوران جواني – ماهيت بلوغ و احساسات نيرومند و روياهاي دور و دراز ، عامل مؤثري در تكوين دوستيهاي افراطي است ، عواطف ، در آغاز بلوغ ،غنيتر سرشار از دورههاي ديگر زندگي ، ظاهر ميشود و در مرحله جواني ، فرد را مستعد مي كند تا يكي از نقشهاي دوگانه را در ارتباط با ديگري بر عهده گيرد . متأسفانه در اين دوران ، تعادل موجود بين احساسات و انديشههاي منطقي جوان برهم ميخورد و كفه احساسات سنگيني ميكند و عقل را تحت تأثير قرار ميدهد .
4- محيطه هاي
شبانه روزي – وجود پانسيونيها، دانشسراها ، مراكز تربيت معلم و خوابگاههاي دانشجويي زمينه هاي مساعدي براي تشكيل دوستيهاي افراطي است . معمولاً اينگونه محيطها از يك سوي ، متضمن قطع روابط و پيوندهاي عاطفي فرد با خانواده اوست و از ديگر سو ، ارتباط تنگاتنگ خاصي ميان جوانان و مربيان و سرپرستان و معلمان يا دوستان آنها است .
5- شخصيت
زدگي –پاره هاي از جوانان به لحاظ كمبودهاي شخصيتي درخانواده ، در وضع خاصي قرار ميگيرند ، تحقيرها ، سرزنشها و انتقادهاي شديد و مداوم ، هسته اصلي شخصيت آنها را مورد تهديد اضمحلال قرار ميدهد ، اين امر، موجب ميشود كه جوانان درصدد يافتن الگوهايي خارج از محيط خانواده برآيند و در چنين موقعيتي ، هر صفت و ويژگي خوب شخصيتي مي تواند آنان را مجذوب نموده و به اين تعلقات دامن زند .
6-
عشق به زيبايي- گرايش طبيعي انسان به زيباييها در دوره جواني به صورت عشق به زيبايي ظاهر ميشود و به ويژه جواناني كه از طبايع حساس و ظريف برخوردارند ، در معرض تأثيرپذيري بيشتري قرار ميگيرند و بعضاً آنچه را كه در روياهاي خويش مي پروراندند ، اينك در شخصيت معلم يا مربي خويش مشاهده ميكنند .
7- توجه
خاص به جوان- برخي از جوانان به دلاليل از قبيل زيبايي ظاهر، جذابيت ، خوش بيان بودن و يا وضعيت آراسته و درسطح خوب بودن ، مورد توجه بيش از حد برخي از دبيران و يا دوستان قرار مي گيرند و اين امر ، متقابلاً جوان را وا ميدارد تا احساسات و عواطف افراطي آنان را به گونه اي پاسخ دهد .
« با دوستيهاي افراطي چگونه برخورد كنيم ؟»
برخي
راه كارها و شيوه هاي پيشنهادي در اين زمينه ، عبارتند از :
1-
تأمين و ارضاي نيازهاي روحي جوانان در حد متعادل ، آنان را از دوستيهاي افراطي ، بي نياز مينمايد.
2- تكريم
منزلت و تجليل شخصيت نسل جوان ، آنها را از گرايش نامعقول افراطگونه به ديگران باز مي دارد .
3-
تعادل
در رفتار با نوجوانان و جوانان ، آنان را به اتخاذ عكس العملهاي منطقي و طبيعي وا مي دارد ، رعايت اين امر به ويژه از جانب دبيران ، مشاوران و مربيان دبيرستانها ، بسيار ضروري مي باشد .
4-
جايگزيني يك
رشته فعاليتهاي ذوقي ، هنري ، فكري و عملي ميتواند خلاء به وجود آمده در زمينه هاي عاطفي و مناسبات انساني جوانان را پر كند زمينه ساز شخصيت سالم در آنها شود .
5- ترغيب جوانان
به ازدواج به موقع با شرايط متناسب به گونه اي كه روح سادگي و صميميت بر آن حاكم بوده و از تشريفات بي مورد ، جدا و بركنار باشد ، گام ديگري در جهت حل اين مشكل محسوب مي شود .
6- تقويت مباني
اخلاقي و ديني جوانان ، تعيين كننده نحوه جهت گيري آنها در برخوردها ارتباطات انساني است و اين خود برخاسته از كيفيت تربيت ديني خانواده است. آشنا نمودن نسل جوان با محبت و جذبه الهي ، مانع شكل گرفتن دوستيها و علائق افراطي است.
1- محمدعلي فروغي –سير حكمت در اروپا-جلد اول-صفحه 44
|
|