جوان وتغيير رفتار

علوم انساني ،اگر تنها يك خدمت بشريت كرده باشد و آن باور آدمي به « نوسازي شخصيت» باشد بايد گفت در حقيقت بزرگترين خدمت را انجام داده است
گاردنر
آيا آدمي ، زنداني رفتارها و عادات پيشين خود است و يا كنترل كننده و تعديل دهنده آنهاست؟ اگر انسان مقهور عادت و رفتار خاصي شدآيا اين امر به صورت آگاهانه صورت مي پذيرد يا نا آگاهانه ؟ غالب روانشناسان در ايم امر اتفاق نظر دارند كه آدمي بيش از آنچه كه اسير رفتار هاي پيشين خود باشد دگرگون كننده آنهاست نيروي اراده خود ساز شخصيت به عنوان عاملي تعيين كننده رفتاري را تغيير داده و رفتار جديدي را جايگزين آن مي كند. جوانان بيش از ساير گروههاي سني توانايي تغيير رفتار را دارند زيرا از يك سو نيروي سرشار جواني اين امكان را به آنان مي دهد كه به خواستههاي خود تحقق بخشد و از سوي ديگر صفات و عادات رفتاري در آنها منعقد نشده و به صورت عواملي پايدار در نيامده است بلكه رفتارهايشان جنبه سيال داشته و قابليت تغيير پذيري زيلدي دارند. تغيير رفتار همچون ساير فرايندهاي تربيتي مراحلي را پشت سر مي گذارد تا به مقصود برسد.اولين گام در اين ودي خود آگاهي است به اين مفهوم كه جوان تصوير روشن و مشخصي از خود داشته باشد و دقيقاًبداند كه مي خوتهد چه رفتاري را از صفح شخصيتش حذف نموده و كدام رفتار رااز صفحه شخصيتش حذف نموده و كدام رفتار را جايگزين نمايد به كار گيري نيروي اراده گام دوم در اين حركت محسوب مي شود بسياري از جوانان اشتياق تغيير رفتار را دارند ولي در عمل ناكام و ناموفقند ، زيرا نيروي اراده ضعيفي دارند .علاوه براينها ، ايجاد زمينه مناسب براي تحول رفتار به وسيله ديگران نيز ضرورت دارد .لذا فرايند تغيير رفتار ، نتيجه تعامل جوانان و اطرافيانشان مي باشد و بيش از همه خود جوانان مي توانند در اينن امر نقش آفرينان باشند
واقعيت ها در رفتار پديده رفتار مبتني بر واقعيتهاي چند به شرح زير مي باشد :
1- يافته هاي نوين علوم رفتاري ، نويد تغيير رفتار و شخصيت به انسانها مي دهد ،رفتار و شخصيت آدمي همچون سازمان بسته و ناگشوده اي نيست كه نتوان در آن نفوذ كرد بلكه شخصيت و رفتار ، سازماني گشوده و فابل تغيير است پدپده نوسازي شخصيت از واقعيتهاي مسلم و غير قابل انكار علوم رفتاري مي باشد
2- همان گونه كه تشكيل رفتار از قواعدي تبعيت نموده و از آنها متأثر مي شود تغيير رفتار نيز بر اصول و قواعد خاصي مبتني مي باشد شناخت اين اصول و قواعد امر تغيير رفتار را ممكن مي سازد.
3- دشواري و پيچيدگي تغيير رفتار ، كمتر و محدودتر از تشكيل رفتار نيست بلكه بعضاً در تغيير رفتار با عملكرد مضاعفي روبرو هستيم كه در برگيرنده حذف رفتار نامطلوب و جايگريني رفتار جديد (مطلوب) مي باشد لذا جوانان در تغيير رفتار خاصي نيروي بيشتري بايد صرف نمايند
4- تغيير رفتار همچون ايجاد رفتار امري تدريجي و زمان پذيري است براي دگرگون ساختن عادت رفتاري خاصي حداقل به مدت زماني نيازمنديم كه فرصت كافي را براي تحقق هدف مورد نظر ما فراهم آورد و اين واقعيت ما را بر آن مي دارد كه بپذيريم روند تدريجي و مرحله به مرحله حاكم بر اين موضوع مي باشد . در موارد استثنايي كه فرد متأثر از بصيرت و بينش دروني به طور ناگهاني در خود تغيير و دگرگوني مي يابد از شمول اين قاعده خارج است 
5- براي تحول رفتار در نوجوانان و جوانان ايجاد محيطي مناسب براي حيث روابط انساني ميان اطرافيان و نسل جوان ضرور است به ويژه در مدارس و آموزشگهها لازمه تحقق چنيين امري جلب اعتماد نوجوانان و جوانان از سوي ديگران مي باشد.
6- خود آگاهي روشني و بصيرت مي آفريند و آرمانها را فرا راه آدمي مجسم مي كند مربيان و مشاوراني كه مترصد تغيير رفتار نوجوانان و جوانان مي باشد با ايجاد خود آگاهي نقطه حركت و غايت آن را معلوم مي دارند و حركتي كه در بستر روشنايي و معرفت آغاز شود با موفقيت قرين خواهد بود
7- « ارسطو» تربيت را به عبارت از « تقويت اراده» مي دانست بر اين اساس انگيزه حركت ضامن تداوم حركت است و تقويت اراده جوانان براي متحول نمودن رفتار نقطه عطفي در جهت ايجاد ساختمان نوين اخلاقي و رفتاري آنان محسوب مي شود
8- پذيرش « اصل تدريجي بودن رفتار » مربيان و مشاوران را از يك سوي و نوجوانان و جوانان را از سوي ديگر در برابر نااميدي حفظ و حراست مي كند زيرا در مدت كوتاه در انتظار نتايج بزرگ و برجسته نمي نشينند و لذا با اميدواري قابل توجهي فرايند تغيير رفتار را تا وصول به مقصد تعقيب مي نمايند
9- در تغيير و دگرگوني رفتار كيفيت عمل بركميت آن مقدم است چنانچه جوان بتوانند در مراحل زندگيشان موفق به ايجاد تحولي نسبي در رفتارشان گردند ارزش تربيتي آن براي آنان وجامعه اهميت والايي برخوردار خواهد بود همچنين اگر مربيان و مشاوران بتواند يك نوجوان و يا جواني را متحول نمايند ارزش تربيتي آن با هدايت و حيات معنوي يك جامعه برابري خواهد كرد