|
جوان وتعالي شخصيت
« هركس مسلماني را گرامي بدارد خداي والا را گرامي داشته است »
رسول اكرم (ص)
«عظمت انسان ا بركت روخ اوست كه آن نفحه الهي چراغ خداوندي منعكي كننده نور آسماني و مستعد قبول صورت كل جهاني و بالاخره با همه جهان برابر است.»
فرانسيس بيكن
شخصيت هر فرد محبوبترين پدپده مورد علاقه اوست غريزه حب ذات كه براساس حكمتي الهي در وجود انسان به وديعه گذاشته است آدمي را بر مي انگيزد تا بر مبناي خود دوستي از مخاطرات و ناملايماات خود را مصون نگاه داشته و بقاي عمر و زندگيش را تدبير نمايد چنين غريزه اي انسان را به دفاع از تمامي موجوديت و شخصيتش وا مي دارد و او را به جبه گيري در مقابل هر عملي كه شخصيت او را تهديد كند بر مي انگيزاند از اين رو ي طبيعي به نظر مي رسد كه به ديگران اجازه نفوذ به قلمرو شخصيت خويش ندهد و در حقيقت « تحقير شخصيت»ديگري به اين مفهوم است ضربه اي را به اصلي ترين جنبه مورد علاقه اش وارد كنيم و بيشنرين مقاومت را در او عليه خود به وجود آوريم در مقابل « تكريم شخصيت » احساس ارزش را در فرد بالا مي برد و رويكرد وي را نسبت به جهان درون و جهان برون متحول مي كند « نكوداشت »شخصيت جوانان به نتايج زير منجر مي شود
1- موجب جلب اعتماد آنان به اطرافيان شده و در نتيجه تفاهم دو نسل راباعث مي شود
2- اين روش اقتدا به سيره نبوي ( ص) وشيوه اوليا خداست آنان هموراه جوانان را مورد تكريم قرار داده و منزلت خاصي برايشان تأمل مي شوند
3- تكريم جايگاه نسل جوان موجب « گناه ستيزي » آنان خواهد شد زيرا زيرا كساني كه در درونشان احساس عظمت و منزلت مي كنند نه تنها دست از گناه مي شويند بلكه به گناهان يورش مي برند تا جامعه سالم بماند و در مقابل تحقير نسل جوان زمينه « گناه پذيري » را مهيا مي كند و آنان را نوميد و سگردان در جامعه پيچيده و دشوار معاصر رها مي كند
4- « نكوداشت شخصيت جوان » استعداداي راكد و ذخيره او را به حركت در مي آورد و آنها را به تواناييهاي بارز و آشكار پيوند مي زند تا نيروي عظيمي كه از اين طرق حاصل مي شود براي دستيابي به هدفهاي مهم و ارزشمند زندگي كفايت نمايد
جوانان برا ي مشاركت در جامعه مدني نياز يه شخصيتي دارند كه ابتدا مورد پذيرش خودشان باشد و بعد از آن مورد پذيرش جامعه باشند « تكريم نفس »مقبوليت شخصي و اجتماعي را باعث مي شود
شيوه ها و راه كارها
1- پذيرش شخصيت جوانان همان گونه كه هستند زمينه را براي ارتباط توأم با تفاهم مساعد نموده و تداوم ارتباط صميمانه را تضمين مي نمايد .
2- گفتگوي خود را با موضوعي كه مورد علاقه جوان است آغاز كنيم اين اقدام منجر به جلب توجه اعتماد و اطمينان عميقي مي شود به گونه اي كه نقطه آغاز روشني در اتباط متقابل به وجود مي آيد .
3- جوانان با هر دريچه اي كه به جهان خارج از وجود خود مي گشايند تجربيتاشان را غني تر و گسترده تر كرده و جريان رشد اجتماعي شان را تسهيل مي كنند در مقابل محدوديت روابط انساني منجر به وقفه در رشد اجتماعي فرد مي شود مي توانيم جوانان را به توسعه روابط انساني مطلوب ترغيب كنيم تا تجربيات وسيعتري را جذب كنند
4- با تأكيد بر نيروهاي دروني آنان يافت نه د ربيرون از وجودشان به اين مفهوم كه شخص براي ارزيابي ميزان لياقت خود بيش از آنكه بر اظهار نظرهاي ديگران متكي باشد بر احساس دروني خود تكيه كن
5- يكي از اهداف تربيت جوانان ايجاد نظام همبستهاي از ارزشها در درون خود آنان مي باشد آن گونه كه فرد به معيارها وملاكهايي مجهز شود كه قادر به تشخيص ارزشها از ضد ارزشها باشد و در مورد آنها بتواند به مقايشه بپردازد و از نوعي قضاوت و داوري ضد ارزشها باشد و در مورد آنها بتواند به مقايشه بپردازد و از نوعي قضاوت و داوري صحيح برخوردار گردد براي اين منظور لازم است با ترتيب دادن مجالس بحث و انتقاد قواي عقلاني خود را پرورش داده و در او توانايي مقايسه و قضاوت ايجاد كنيم چه آنكه از درجات و مراحل بالاي تفكر مقايسه امور با يكديگر ونيز داروي درباره آنهاست
6- در گفتگو و مباحثه با جوانان بايد به جاي توسعه انقياد ذهني در پي پرورش انتقاد فكري بود و زمينه هاي ايجاد نمود كه آنان بتوانند با بحث وگفتگودرباره نظام ارزشها بايدها و نبايدهاي اخلاقي درك روشنتري درباره اين گونه امور پيدا كنند و توانايي تميز انتقاد سازنده از انتقاد مخرب و به كار گيري شيوه هاي مناسب گفتگو را بيابند حاصل چنين گامهايي در تعالي شخصيت جوانان تبلور خواهد يافت
|
|