جوان و ارتباطات انساني

از جمله بندگان آن كس پيش خدا محبوبتر است كه براي بندگان خدا سودمند تر است.
رسول اكرم (ص)

جهان چندان وسيعت دارد كه مي توانيم در آن در كنار يكديگر زندگي كنيم و مطمئن باشيم كه نيازي به اينكه براي يكديگر دردسر ايجاد كنيم نيست .
كانت
غالباً جوانان در آرزوي مناسبات انساني مطلوب با ديگران به سر مي برند و بعضاً جملاتي از آنها شنيده مي شود كه معتقدند ديگران به درستي ما را درك نمي كنند در حقيقت ارتباط انساني اطرافيان با نسل جوان در الگوهاي ششگانه ذيل تحقق مي يابد: الف – ارتباط شناختي ( معرفتي ) : ما تاچه اندازه جوانان را مسي شناسيم ؟ والدين و مربيان تا چه ميزان توانسته اند به دنياي پررمز و راز نسل جوان نفوذ كنند؟ لازمه اين نوع ارتباط:
- شناخت ايتعدادها و قابليتها ي بي مانند آنان است 
- شناخت نيازهاي اساسي رواني انهاست
- شناخت گرايشها و تمايلات آنهاست و در نهايت شناخت رفتارهاي مكانيزم هاي دفاعي شان مي باشد .
- آثار چنين شناختي عبارت است از اينكه:
- معرفت ما نسبت به نسل جوان ، موجب ايجاد انس و الفت با آنان مي شود.
- در سايه معرفت آنان ،مي تواني نفوذ كلام بيشتري در قلبشان داشته باشيم 
- معرفت ما نسبت به جوانان ، موجب پيش بيني و كنترل رفتار آنان مي شود
ب- ارتباط عاطفي : دادو ستد هاي عاطفي ما با جوانان بايد به اين واقعيت منجر شود كه آنها اطمينان حاصل كنند كه مورد محبت و عالقه ما هستند و علاوه مي توانند احساسا پاك و بي شائبه خود را متقبلاً به ما ابراز نمايند
ج- ارتباط كلامي ك هر اندازه كه به گفتگويي ثمربخش و دوستانه با جوانان مي پردازيم گامي بيشتر در جهت تفاهم با آنان بر مي داريم ارتباط كلامي با اين نسل موجب مي شودكه :
1- از گفتار آنان ، مي توانيم پي به دشواريهاي و مشكلاتشان ببريم و گفتگو ، مقدمه اي براي خل معضلاتشان تلقي شود.
2- گفت و شنود با جوانان ،آنان را در جريان انتظاراتي كه ديگران دارند قرار مي دهد و اين خود مقدمه درك متقابل مي شود.
3- گفتگو با نسل جوان ، آنان را از ميزان علاقه و صميمي كه نسبت بدانها داريم ، آگاه مي كند.
د- ارتباط تشويقي : معمولاً جوانان مايلند به ميزاني كه در راه رسيدن به هدفهاي زندگي موفق مي شوند مورد تأييد و تشويق اطرافيانشان قرار گيرند .اين امر به لحاظ تأثيراتي كه در كوتاه مدت و ني در درازمدت برروند زندگيشان دارد ، حائز اهميت فراوان است .قبول اين واقعيت كه برخي از جوانان ، بيشتر از بيرون وجود خويش انگيزه دريافت مي كنند تا از درون خود ما را ملزم به اتخاذ رفتاري آگاهانه و مشوقانه نسبت به آنها مي نمايد
ه – ارتباط مشورتي : جوانان مايلند به عنوان مشاوراني با شخصيت در كنار خانواده و اولياي مدراس قرار گيرند تا لياقتهاي ذاتي خود را بروز دهند و علاوه بر آن بتوانند در هنگام ضرورت با اطرافيانسان به مسورت بپردازنذ لازمه چنين امري ايجاد فضايي مطلوب ، انساني و مبتني بر احترام متقابل است تا بتوانند از فرصت مشاوره ،بهره كافي گيرند
و- ارتباط الگويي: جوانان امروز مردان و زنان كامل فردايند و براي دستيابي به شخصيت مورد نظر خويش مي خواهند تجلي كام آن را در انسانهاي پيرامون خويش مشاهد نمايند.قبول اين واقعيت كه ثبات حافظه ديداري پايدارتر از ثبات حافظه شنيداري است، اطرافيان جوان را متعهد مي نمايد تا بيش از آنچه كه از طريق كلامي در صددساختن شخصيت او هستند از طريق عملي و ارائه جلوه هاي رفتاري ، اورا به اتخاذ چنين الگويي ترغيب نمايند